رصد رسانه‌های مجازی حین و پس از گفتگوهای هسته‌ای نشان‌دهنده‌ی بی‌تفاوتی نسبی جامعه نسبت به آن است. به نظر می‌رسید بازتاب توافق هسته‌ای در میان توده‌ها باید چیزی فراتر از آفرینش هزارها نوشتار و تصویر طنزآمیز باشد. برای جامعه‌ای که در آن صعود تیم ملی والیبال به مرحله‌ای بالاتر می‌تواند سبب سرازیر شدن شمار زیادی به خیابان‌ها شود، دور از انتظار نیست که حل و فصل یکی از مانع‌های بزرگ توسعه‌یافتگی که مستقیم یا نامستقیم به اوضاع معیشتی‌اش ارتباط دارد، بایستی حساسیت برانگیزتر می‌بود. رخدادی که احتمالن در آینده‌ای نزدیک به بهبود فضای کسب و کار و گشایش اقتصادی که مهم‌ترین دغدغه‌ی یک جامعه است می‌انجامد، چه این‌که تحریم‌ها و آثار آن سبب تهدید‌ها و فرصت‌سوزی‌های بسیار و گاه روندهای سخت بازگشتی شده‌اند. در دهه‌ی گذشته اگر سو مدیریت در دولت پیشین و سیاست‌های نادرست حاکمیتی کفه‌ای از ترازوی مشکلات ایران بوده‌اند، کفه‌ی دیگر همین تحریم‌های بین‌المللی بوده‌اند. اما چرا جز طیف کوچکی از جامعه که همواره به رخدادهای اجتماعی- فرهنگی و سیاسی حساس‌اند، باقی چندان سر شوق نیآمدند. پرسش اینجاست که چرا طیف بزرگی از جامعه‌ی ایران دلسرد از توسعه یافتگی‌اند. بی‌شک توافق هسته‌ای از منظر منافع ملی رخدادی درخور توجه است، چرا جامعه به تناسب اهمیتش با آن برخورد نکرد؟

  • آیا جامعه‌ی ایرانی از حجم بالای تنازعات سیاسی نابسامانی‌ها و ناپایداری‌های اجتماعی و اقتصادی خسته است؟
  • آیا فاصله میان دولت و ملت موجب این گسیختگی شده است. چه این که جامعه این دستاورد و پیروزی را بیش از آنکه به سود خودش ببیند و برای خود، امکانی می‌بیند برای بقای نظام سیاسی مستقر و یا آنکه می‌پندارد از منافع پدیدآمده از آن، طیف کوچکی از جامعه که نزدیک به حکومت‌اند بهره می‌برند. کوتاه اینکه آیا این عدم حساسیت ناشی از بی‌اعتمادی ملت به حاکمیت سیاسی است؟

   به نظر من در این میان آنچه به این گسست دامن زده پوشش ضعیف رسانه‌ای در تبیین گفتگوهای هسته‌ای، ضرورت انجام و آثار آن به زبانی همه فهم برای توده‌های جامعه است تا این مساله موضوعی فراگیر درجامعه شود. البته پر واضح است که در کل به دلایل سیاسی رسانه‌های حکومتی عامدانه، چندان کنشگرانه به وظایف خود عمل نکرده‌اند.

در مورد مسایل اجتماعی اگر به رفتار لایه‌های گوناگون جامعه دقت کنیم، خلاصه‌ی آن اینچنین است:

   طبقه‌ی فرادست اوضاعش به گونه‌ای است که تاثیر سیاست‌های کلان و رخدادهای اجتماعی بر زندگی‌اش کم است. طبقه‌ی فرودست نیز ژنتیزم آن در تقابل با توسعه است و همواره رویاروی روشنفکران، نخبگان و تحول‌خواهان جامعه قرار دارد و البته بیشتر در جبهه‌ای است که می‌تواند با پوپولیسم و و نمایندگان آن همراه و همداستان شود. در این میان طبقه‌ی متوسط طی دهه‌ی گذشته آنقدر زیر گونه‌های گوناگون فشارهای اجتماعی و اقتصادی بوده که کم کم با مقوله‌ی توسعه فاصله گرفته است.

   به راستی چرا حساسیت اجتماعی تا این حد در میهن من تنزل یافته است و چه چیزی سبب شده تا جامعه‌ی ما  با هویت خویش فاصله گیرد یا شاید به عبارتی دیگر دچار از خود بیگانگی گردد. به نظرم ایران ما از آن همبستگی سالیان بیش در حال فاصله گرفتن است. در چنین فضایی در نظر گرفتن منافع کوتاه مدت و خرد به جای چشم داشتن به منافع بلند مدت و کلان اجتماعی به عنوان یک رفتار جمعی رو به گسترش است....

منبع : نیایش |بازتاب اجتماعی توافق هسته‌ای
برچسب ها : جامعه ,اجتماعی ,سیاسی ,میان ,منافع ,هسته‌ای ,توافق هسته‌ای ,رخدادهای اجتماعی ,دهه‌ی گذشته